رضا احسان پور

رضا احسان پور  متولد ۱۰ مرداد ۱۳۶۴ در اصفهان است و در دوران دبیرستان چون درسش خوب بود مثل خیلی از پسرهای هم‌سن و سالش هوس خواندن رشته مهندسی به سرش زد و تمام تلاشش را کرد تا در دانشگاه صنعتی اصفهان مهندسی شیمی قبول شود. اما بعد از یکی دو سال مهندسی شیمی خواندن فهمید روحش چیز تازه تر و بزرگتری می طلبد. برای همین از اواسط دوران دانشجویی جذب هنر و ادبیات شد. به گفته خود او «یکی از دلایلی که آن موقع جذب هنر و ادبیات شدم، دیدن فیلم «باشگاه مشت زنی» بود. در این فیلم یکی از کاراکترها برای کشتن یک صاحب سوپرماکت وارد مغازه‌اش می‌شود و از او می‌پرسد: «چه خوانده‌ای؟» مغازه‌دار می‌گوید: «می‌خواستم فلان رشته بخوانم ولی بهمان رشته را خواندم و الان اینجایم!» آن وقت کاراکتر اول می گوید: «من الان می‌روم و چند وقت دیگر دوباره می‌آیم؛ اگر رشته مورد علاقه‌ات را خواندی که هیچ؛ اگر نخواندی آن دفعه قطعاً تو را می‍کشم!» این سکانس روی من خیلی تاثیر گذاشت.» پدر احسان پور دبیر بازنشسته ادبیات است و داشتن یک کتابخانه پر و پیمان در خانه باعث می‌شود علاقه به شعر و دنیای ادبیات در او از بچگی ریشه کند. «من از بچگی شعر زیاد می‌خواندم. مثلا کتاب «حافظ‌نامه» استاد بهاء‌الدین خرمشاهی را همان دوران خواندم. کاریکلماتورهای پرویز شاپور را در کتابخانه‌مان داشتیم و خوانده بودم. اما یک بار در دوران نوجوانی برنامه «نیم رخ» با یک خانم شاعری مصاحبه کرد و ایشان یک شعر نیمایی خواند که من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. بعد از دیدن این برنامه شروع کردم یک شعر در همان حال و هوا گفتن. اتفاقا خیلی هم فلسفی بود. وقتی شعر را به پدرم دادم خواند و گفت بگذار این شعر پیش من امانت بماند ولی برو بیشتر مطالعه کن

کتاب‌ها

شصت در چهار

نوشته های اخیر

دسته بندی ها

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش